html>
ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ஐ εϊз Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ(♥‿♥) ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ஐ εϊз Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
|
نامه عاشقانه
…
سر آغاز نامه عاشقانه با نام یارم می نویسم صادقانه.
.
از عشق می نویسم از صفایش ، از محبت می نویسم از وفایش ،
.
از دلش می نویسم ، از نگاهش.
.
در همان لحظه اول که تو را دیدم عاشقت شدم، عاشق آن چهره ماهت شدم ،
.
عاشق آن قلب تنهایت شدم.
.
عاشق حرفهای پر مهرت شدم، عاشق چشمهای زیبایت شدم.
.
در همان لحظه بیادماندنی دلم به دست و پایم افتاده بود که بیایم با تو دردو دل کنم .
چیزی در دلم مانده و غوغا به پا کرده که موقع درد و دلهایم به تو خواهم گفت…!
.
می خواهم بگویم دوستت دارم، عاشقت هستم.
.
درهمان لحظه اول که تو را دیدم احساسی در دلم داشتم!
.
احساس می کردم چشمانت به من می گویند بیا باهم باشیم ، از هم بگوییم ، بادل باشیم.
.
چشمانت به من می گویند بیا و با عشق همسفر باش!
.
ای هستی ام ، ای یاورم ، ای دلدار زندگی ام زودتر بیا و در قلبم خانه کن.
.
بیا و قلبم را آرام کن. بیا تا دلم خون نشده ، تا گل خونمون همش پرپر نشده!
.
بیا سر قرارمان ، قرار هر روز و هر شبمان.
.
نامه ام را برایت بر روی بهترین کاغذ زندگی می نویسم با جنس اعلا.
.
اما نامت را بر روی دیواره سرخ قلبم تا ابد نگه خواهم داشت.
.
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ، ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﺎﻏﻤﺎﻥ ﺗﺒﺮ ﺍﺳﺖ !
.
.
رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است !
.
.
سرسوزنی اگر مرا میخواست ، زمین و زمان را به هم میدوختم !
.
.
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﺭﻓﺘﻲ ﻭ ﻣﻦ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﻜﺴﺘﻢ
.
ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺩﻟﻢ ﺭﻳﺨﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺳﻜﻮﺗﻢ
.
.
این روزها احساس میکنم چقدر شبیه سکوتم ، با کوچکترین حرفی میشکنم !
نظرات شما عزیزان: